![]() |
![]() |
|
| یک روز می بینمت |
|
تصور مرد بر دریاچه ی ساکت ابر خوابیده است با قایقی به کوچکی شادیهایش در محاصره فرشتگان خداوند و دزدانه می اندیشد به دختری که رو به افق گریه می کند با دستانی حلقه شده به زانو گیسوانی قصه گو با باد و ... دهانی تهی از لبخند بر پشته های کوه به خود می نالد............................ ............................. .............................
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 14:30 توسط ما اما فقط م |
|
|
بخوای نخوای دوست دارم یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری بدون یک خداحافظی
بری و تنهام بزاری فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه اگه بری شبا چشام یک لحظه ام خواب نداره آسمون آرزوهام یه جرعه مهتاب نداره راستش دلت میاد بری بدون من به یک سفر بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا داشته باشم حتی اگه دلت نخواد اسم تو ،تو قلب منه چهره تو بازم میاد وقتی که بارون می زنه ای کاش منم تو آسمون یه مرغ دریایی بودم شاید دوستم داشته باشی اگه یه آهوی صحرایی بودم ای کاش می دونستی چشماتو به صد تا دنیا نمی دم یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم به آرزوهام می رسم وقت یکه تو پیشم باشی اونوقت خوشبخت میشم مثل فرشته های نقاشی نامه داره تموم میشه مثل متوم نامه ها اما تو مثل آسمون عاشقی و بی انتها
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 14:27 توسط ما اما فقط م |
|
|
برگرد برگرد بی تو بغض فضاوا نمی شه یه شاخه یاس عاطفه پیدا نمیشه قلبم غبار داره و معنا نمیشه غم در مریم آبی دل جا نمیشه دریای تو پناه نگاه شکسته است هر دل که مثل قلب تو دریا نمیشه می خواستم بچینم از آنسوی دل گلی اما بدون تو که گلی وا نمیشه زیباترین گلی که پسندیده ام تویی گل مثل چشای تو زیبا نمیشه بی تو شکسته شد غزل آشناییم این رسم مهربانی دنیا نمیشه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 15:35 توسط ما اما فقط م |
|
|
آرامش می خواهم یک قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوستم داری می خوام یک حرفی بزنم که دیگه تنهام نزاری می خوام برات از آسمون یاسهای رنگی بچینم می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی از تو کتاب زندگیم یه حرف رنگی بخونی امشب م یخوام برای تو یک فال حافظ بگیرم اگه که خوب در نیومد به احترامت بمیرم امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم امشب می خوام رو آسمون عکس چشاتو بکشم اگر نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه بجون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه تورو م یخوام چونکه اسمت به من خیلی آرامش میده |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 15:24 توسط ما اما فقط م |
|
|
نمی دانم دلم بسیار تنگ است میان من و تو دیوار سنگ است به امیدی که برگردی دوباره نگاهم بر در و گوشم به زنگ به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 15:23 توسط ما اما فقط م |
|
|
نجیب من به تو اصرار می کنم
برگرد
به خوب بودنت اصرار می کنم
برگرد کنار پنجره می ایستم و اسمت را هزار بار تکرار می کنم
برگرد میان این همه عابر میان این همه جمع ببین فقط به تو اصرار می کنم برگرد در این غروب دلگیر و این دو چشم بیدار هوای ناب رفتن هوای ناب دیدار کنون ز خود جدایم گرفته بغض خشم هوای گریه دارم برای آخرین بار تمام شب نشستم به یک امید واهی خبر نشد ز راهی خبر نشد ز دلدار |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 15:20 توسط ما اما فقط م |
|
|
برای مخاطبم دل من به قفله اما دست تو مثله کلیده می خوام از تو بنویسم کاغذم سفیده یه سوال عاشقونه بگه هر کسی می دونه اونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمیده؟ چه قدر دعا کنم من،خدا رو صدا کنم من دست من به آسمون نیمه شب دم سپیده گفتم از عشق تو می خوام سر بزارم به بیابون گفت تو عاقلتر از اینی،این کار از تو بعیده التماس کردم که یکشب لااقل بیا تو خوابم گفت که هذیون و تموم کن انگار تبت شدیده گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده اونی رو که دوست نداری دنبالت می یاد تا آخر اونی که دنبالشی تو،چرا دائم ناپدیده تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد رنگ من که هیچی زیبا رنگ آسمون پریده سرنوشت گریه نداره اینو خودت گفتی اما تو دل من نمیدونم چرا باز یکم امیده تو منو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم چقدر واسم عزیزه اونکه از دل من دل بریده
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 15:17 توسط ما اما فقط م |
|
|
غزل یا قصیده
کدوم غزل کدوم قصید ای تو که پیش تو ترانه هام حقیره هوای تو هوای تو چه تازه س آدم می خواد تو این هوا بمیره ترانه هام نجیب و عاشقانه س تمام خوندم فقط بهانه س بهانه ای برای تو بودن مردن و عاشقانه با تو بودن. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 15:1 توسط ما اما فقط م |
|
|
"دوستت دارم'' با چه زبونی بگم به زبان یونانی è S'ayapo philo Su به زبان روسی è Ya vas liubli به زبان پرتقالی è Amo – te به زبان فارسی è Dooset Daram به زبان آلمانیè Ich liebe dich به زبان اسپانیایی è Te quiero به زبان سوئدی è Jag a Iskan dig به زبان هندی è Mai tujhe pyaar kartha ho به زبان فرانسه è Je t'aime به زبان ارمنی è Jiroum em kez به زبان انگلیسی è I Love You به زبان ترکی è Seni seviyo rum به زبان دانمارکی è Jeg elsker dig به زبان چینی è Mi tuzya var ruem karata به زبان سوئیسی è Cha'ha di ga''rn به زبان برزیلی è Eu te arno به زبان هلندی è Ik hou van jou به زبان عربی è Ohebbak |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 0:2 توسط ما اما فقط م |
|
|
من کیستم؟ بوی غربت می دهم، اما غریب نسیم گر چه می دانم که،من در غریبی زیستم مثل رود در بستر، این خاک را طی کرده ام تا بفهمم عاقبت در جستجوی کیستم در عبور لحظه بر روی پای اشتیاق لب شکسته از خستگی ،اما همچنان می ایستم دست بادی برگهای سبز عمرم را ربود |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 23:52 توسط ما اما فقط م |
|
|
چه نشستی که شکستم زیر بارون،غم غربت خالی از نغمه شوقم، پرم از قصه محنت گم شدم تو شهر ظلمت رد پای تو شبا نیست با صدای هق هق من کسی اینجا آشنا نیست ای صدای آسمونی پرم از هر چه شنیدن کاشکی می شد پر کشیدن بر هوای با تو بودن ""چون غروب خیلی قشنگه تو خود خود غروبی چی بگم قحطی واژه است هر چی هست تو خیلی خوبی""" |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 23:49 توسط ما اما فقط م |
|
|
معنای عشق عاشقی یعنی اسیر دل شدن با هزاران درد و غم یکی شدن عاشقی یعنی طلوع زندگی با صداقت همنشین گل عاشقی یعنی که شب را تا سحر غرق در دنیای رویا ها شدن عاشقی یعنی تحول،انتظار مثل ماه آسمان تنها شدن عاشقی یعنی دو دیده تا ابد پر ز گوهر های دریایی شدن
تو که بودی؟ تو که بودی ای مسافر؟که من در هم شکستی رفتی اما تو دل من تو همیشه زنده هستی تو کسی بودی که به یادت باید آواره بمونم پا به پای باد شبگرد برم و از تو بخونم انتظار دیدن تو منو آروم نمی زاره مثل بغضی که گلو مو بسته اما نمی باره چه نشستی که چشمات برق تنهایی ربوده چشمی از سحر نداشتم اگر داشتم از تو بوده |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 23:31 توسط ما اما فقط م |
|
|
آخرین نامه دلم می خواد یک چیزی رو بدونی دیگه نه عاشقی نه مهربون منم دیگه تصمیمم رو گرفتم اصلا نمی خوام که پیشم بمونی دیشب که داشتم فکرام رو می کردم دیدم با تو تلف شده جوونی یه جا ، یه جمله ی قشنگی دیدم عاشقو باید از خود برونی چه شعرایی من واسه تو نوشتم تو همه چیز بودی جز آسمونی یادت میاد منتم رو کشیدی تا که فقط بهت بدم نشونی؟ یادت میاد روی درخت نوشتی تا عمر داری برای من می خونی؟ یادت میاد حتی سلام من رو گفتی به هیچ کس نمی رسونی حالا بیار عکسامو تا تموم شه اگر که وقت داری اگه می تونی خوش باشی هر جا که میری الهی واست تلافی نکنه زمونی
معنای عشق عاشقی یعنی اسیر دل شدن با هزاران درد و غم یکی شدن عاشقی یعنی طلوع زندگی با صداقت همنشین گل عاشقی یعنی که شب را تا سحر غرق در دنیای رویا ها شدن عاشقی یعنی تحول،انتظار مثل ماه آسمان تنها شدن عاشقی یعنی دو دیده تا ابد پر ز گوهر های دریایی شدن
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 20:31 توسط ما اما فقط م |
|
|
کاش یکی پیدا بشه کاش یکی پیدا بشه خواب گل رو تعبیر کنه به کویرا آب بده تا اونارو سیر بکنه کاش یکی پیدا بشه با ابرا صمیمی تر باشه نزاره بارون واسه باریدنش دیر بکنه کاش یکی پیدا بشه که دلش مثل آیینه باشد لااقل دعاش واسه بقیه تاثیر بکنه کاش یکی پیدا بشه آب بده به آدمای خوب نکنه خوشبختیا تو گلوشون گیر بکنه کاش یکی پیدا بشه زندگی بده به کلبه ها خونه شادی ها رو یک جوری تعمیر بکنه کاش یکی پیدا بشه که اونقدر مهربون باشه که از آدمای بی ستاره تقدیر بکنه کاش یکی پیدا شه دستارو به همدیگر بده دلای گسسته روبیاره زنجیر بکنه کاش یکی پیدا بشه مرهم بزاره رو زخم عشق یپش از اینکه عاشقی دلارو درگیر بکنه کاش همه پیدا بشیم به همدیگر کمک کنیم کسی تنها نمی تونه دل رو تعبیر بکنه
دلی کنار شنجره نشسته زار می زند و خواب دیده ام شبی مرا کنار می زند غروب ها که می شود خیال چشمای تو تو را دوباره در دل شکسته جار می زند یکی نگاه می کند یکی گناه می کند یکی سکوت می کند یکی هوار می زند و عشق درد مشترک میان ماست با همه کسی که شعر گفته یا کسی که تار می زند درست مثل بازی گذشته های شاعری که جای سنگ و گل به دوستش انار می زند خدا کنه به وعده اش وفا کنه که گفته بود شبی مرا به جرم عشق دیوانه وار می زند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 20:24 توسط ما اما فقط م |
|
|
بی تو می میرم ای بسته به تو همه وجودم من لایق عشق تو نبودم عشقی که نهفته در دلم بود در راه محبت کم بود من از تو ،تو از من به خود رسیدم با عشق تو من خدا رو دیدم بی تو رفتم،بی تو ماندم باورم هرگز نبود بی تو بمانم بی تو خسته دل شکسته ای همه بود و نبودم سوگند به خالق محبت سوگند به پاکی و محبت اکنون که چرا از تو غریبم زان عشق تو گشته بی نصیبم من بی تو ز جان خویش سیرم کاش می شد که به پای تو بمیرم...
با نگاهم به گل گفتم : از تو زیباتر چیست؟ گفت :زندگی زندگی کردم دیدم زیباست اما بی وفاست به زندگی گفتم : از تو زیباتر چیست؟ گفت :عشق عاشق شدم و دیدم زیباست اما می سوزاند به عشق گفتم این چه رسمی است از تو زیباتر چیست؟ گفت:دوستی یادی جسم و در اوج زیبایی ها غرق شدن
یه نفر بازم کنار پنجره هست یه نفر عجیب دلش شور می زنه یکی هم با تیر های داغ نگاه دو تا چشم رو داره از دور می زنه یه نفر داغ دلش تازه شده دلخوشییش یه عکس یادگاریست یه نفر خیری ندیده از حالا پس پناه می برد به گذشته هاش یکی هم شاعره تا خسته میشه زود میره سراغ دست نوشته هاش یه نفر هر چی ت. زندگیش داره وقف تازه موندن دل می کنه کسی هست که خواب به چشماش نمیاد شاید علتش غم خستگیه علت بی خوابی یکی دیگه گم شدن تو دشت سر گشتگیه یکی از بس که نشست پشت در پر غربت شده و بی حوصله است یکی هم داره به محبوبش میگه چقدر بین من و تو فاصله است یکی دائم گلدونا رو آب میده ،یکی چشم پر اشکش رو به دره یکی داره خودش رو گول میزنه که میاد حتما" بازم تو سفره یکی چشماشو گذاشته روی هم یکی زلفاشو پریشون میکنه یکی داره توی رویاهای دور مشکل عشقشو آسمون میکنه یک آروم با خودش حرف میزنه :دلت اومد من تنها بزاری؟ دلت اومد چمدون دلمو تو فرودگاه دلت جا بزاری؟ یه نفر دستاشو برده آسمون از خدا چیزی تقاضا میکنه یه نفر واسه کسی که نمیاد،در خونش رو داره وا میکنه |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 20:13 توسط ما اما فقط م |
|
|
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یک یادگاری جز این خبری نمونده چی میشد اگه دروغ تو لحظه ی ما جا نداشت چی میشد اگه دورنگی هم دیگه معنا نداشت آمدم به پیشوازت با یک سبد شقایق... اما افسوس که امواج نگاهت به ساحل فراموشی جاری است.
میان عابران تنهاتر از من هیچ کس نیست کسی اینجا به فکر این غریب در قفس نیست دلم امشب برای خنده هایت تنگ تنگ است فقط در دست های گرم تو مردن قشنگ است
قطره ،قطره بوی باران بوی نم ،بوی سبزه،بوی گل بوی عشق،غنچه ها شبنم نشسته برگها آرام و پاک،عطر سوسن،بوی نرگس؛همره مقدم یار می رسد اینک بهار.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 19:59 توسط ما اما فقط م |
|
|
توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنها بی بخونم این همه غم که دنیا بر دل ما می کند بر دل هر کس کند او ترک دنیا می کند.
گویند خدا همیشه با ماست ای غم نکند خدا تو باشی ...!
کاش می شد عشق را باور کنیم قلب ها را غرق نیلوفر کنیم.
هنگامی که عشق دامن می گستراندزمان،فراموش می شود
می تونستم با تو باشم مثل سایه ،مثل رویا اما بیدارم و بی تو مثل تو تنهای تنها از شمع سه گونه کار آموزم: می گیریم،می گدازم،می سوزم. آندم که با تو باشم یکسال هست روزی و آندم که بی تو باشم یکروز هست سالی.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 19:43 توسط ما اما فقط م |
|
|
وقتی که تنها میشم با گریه یادت می کنم. سخت است می دانم ولی یک روز عادت می کنم.
نام:عاشق فامیل:سرگردان نام پدر:کوه رنج نام مادر:سلطان غم محل تولد:دنیای فراموش شدگان محل سکونت:قهر مکافات آدرس:خیابان بد بختی کوچه تنهایی پلاک عشق آدرس گیرنده:خیابان عشق چهار راه محبت کوچه دوستی درب سرنوشت آدرس فرستنده:خیابان غم چهار راه اشک کوچه دوستی درب انتظار پلاک مرگ
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان! نه به دستی ظرفی را چرک می کنند و نه به حرفی دلی را آلوده. تنها به شمعی قانع اندو اندکی سکوت
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 14:42 توسط ما اما فقط م |
|
|
امتحان عزیزم سلام یک چیزی بیا بی وفا بشیم دوست دارم که ما یک جوری از همدیگر جدا بشیم فکرشو کردم و گفتم واسه چی دیوونه بشیم بهتره ما هم مثل تموم عاقلا بشیم هدف منو تو ار حرفای زیبامون چیه؟ کاشکی تصمیم بگیریم با یکی آشنا بشیم می دونی؟ دیدم نمیشه منو تو با هم باشیم هر کدوم باید بریم دوباره مبتلا بشیم ما دو تا اسیر همدیگر شدیم یه جور بد کاش فراموش کنیم و از دست هم رها بشیم دور شدیم از حرفای روزای آشناییمون سخته اما بیا باز مثل غریبه ها بشیم ستاره خواستم بچینم اما دستم نرسید ما باید نزدیکتر از این به ستاره ها بشیم یه چیزی مثل یک اشک منو رها نمی کنه بیا امشب منو تو غرفه دعا بشیم فکرش رو کردی دیگه خدا ما رو دو ست نداره؟ بیا باز بنده های عزیز واسه خدا بشیم خواستم امتحان کنم تو رو ببینم چی میگی بیا به هر چی که بود توی شعر بی اعتنا بشیم. ""میترا""
به قرانی که خطتش بی شمار است به اقای که تیغش ذلفقاره سراز بالین عشقت برندارم که تا دین محمد بر قرار است (میترا)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 14:39 توسط ما اما فقط م |
|
|
کنم هر شب دعایی که از دلم بیرون روی ولی آهسته می گویم : الهی بی اثر باشد
سکوت می نشینم پشت بام و به آسمان خیره می شوم ابر هایی که می روند و می آیند پرنده هایی که سبک و سبک تر از من در آسمان سیر می کنند، نسیم که در وجود زخمی ام می پیچد سر و صداها که دور می شوند و سکوت که آدم را با خودش تنها می گذارد می نشینم و ساعت های زیادی به تو فکر می کنم تویی که دلم را لرزاندی و روزهای زیادی مرا به خود مشغول داشتی اما واقعیت چیز دیگه ای بود... از خودم بدم می آید همیشه می گویم شاید من بودم .شاید باید چیز دیگه ای می گفتم یا بهتر رفتار می کردم و ... اگر اینگونه بود خواستنی تر بودم
این روزها چقدر هوای تو می کنم حتی غروب برای تو گریه می کنم
گاهی کنار پنجره می نشینم و چشمی میان کوچه،رهای تو می کنم
خیره به کوچه می شوم اما تو نیستی یاد تو یاد مهر و وفای تو می کنم
آن را همیشه پست بجای تو می کنم
وقتی نامه می رسد از سوی من به من می خوانم و دوباره هوای تو می کنم
تقدیم به بهترین و عاشق ترین عاشق گویند لحظه ایست روییدن گل آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
در آن شب ها که چشمانم نمی، داشت به پایت گریه کردن عالمی داشت نشکنی که دلی درویش امیدوار به تو دل بسته... آفتاب من! غروب نکنی که شاخه های آفتاب گردانی به جستجوی تو سر برداشته است... دامن من! تو را بر نچینند که حلقومی عقدده دار است صومعه من! فرو نریزی که دلی نیازمند نیایش است... چشمه من! نخشکی که جگری در عطش کویر سوخته است... بالین من! تو را بر نگیرند که سری بیمار است بستر من! تو را برنچینند که تنی تب دار است... کاشانه من! ویران نگردی که آواره ای بی پناه است... بازیافته من! گم نشوی که ،بهشت بازیافته روحی هستی که در دوزخ نشیمن دارد.
|
||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 14:37 توسط ما اما فقط م |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تا بی نهایت دوستت دارم
نباید بین ما کسی جدایی بندازه دوستت دارم |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 |
|
RSS
|